ایلیاایلیا، تا این لحظه: 16 سال و 9 ماه و 17 روز سن داره

ایلیا عشق مامان الی

خبر خبر

روزها سخت و شیرینی که گذشت فرشته مهربون من ،مامان الی در 2 روز گذشته کلی استرس داشت چون قرار بود تصمیم بزرگی بگیره، تصمیمی سخت که نمیدونه در آینده تو چه برخوردی با این موضوع خواهی داشت. عزیزم بابا مدتی بود که اصرار می کرد اسم شما رو عوض کنیم ولی من جدی نگرفتم تا اینکه هفته پیش قضیه جدی شد،کلی بابا اصرار کرد و من که استرس زیادی داشتم  از اینکه خیلی دیر شده بالاخره قبول کردم که قرآن تکلیف را معلوم کنه .ما اسم سامیار واسمی که بابا اصرار داشت را لای قرآن گذاشتیم و تو 3 بار اسم منتخب بابا رو در آوردی و بالاخره مامان الی تسلیم شد که اسم فرشته مهربونم بشه ایلیـــــا   ایلیای عزیزم امیدوارم این اسم که نام ...
19 فروردين 1391

نوروز 91

      سامی کوچولو ومامان الی همراه مامان جون که مهمان ما بود  روز 25 اسفند  راهی خونه مامان جون شدیم تا در مراسم سالگرد دایی رضا شرکت کنیم . بابایی هم برگشت سر کار و قرار شد 7 فروردین برگرده. خونه مامان جون  مثل همیشه کلی به سامی خوش گذشت .روز 4 فروردین هم  تولد ارشیا بود و سامی کلی براش تولد مبارک خوند عشق مامان الی هر وقت دایی آرش ودایی اشکان رو می دید میگفت راننگی راننگی ....... عاشق این بود که روی پای دایی بشینه و به قول خودش راننگی کنه.. کلی هم شیرین زبون شده بود .چند روز اول رو م...
15 فروردين 1391

نوروز

دوست جونا عیدتون مبارک                        مامان الی و سامی                         ...
15 فروردين 1391

تولد سامی

     تولد کفشدوزک کوچولوووووووووووووووو     سامی بهانه قشنگ من برای زندگی تولدت مبارک   مامان رو ببخش اگه با تاخیر برات نوشت ولی حسابی گرفتار بوده , هم درگیری کاری و هم تدارک عروسی دایی اشکان. پسر قشنگم  تو با اومدنت دنیای من و بابایی رو زیبا کردی؛ روزهایی که تو نبودی رو اصلا" یادم نمیاد انگار که من و تو با هم متولد شدیم سامی مهربون تو بهترین هدیه خدا به من وبابایی هستی.   هوررررررررررررررررررررررررررررررررررا سامیار من دو ساله شد  تولدت مبارک عزیزم از راست:علیرضا،ساغر،هادی،نگار،بنیامین،ام...
1 اسفند 1390

لغتنامه جدید سامیار در 25 ماهگی

  فقط چند تا از  تیکه های با مزه این پسر خوشمزه رو میذارم   برو اونتون : برو خونتون                           دامنه : قابلمه شیارشور : خیارشور                                   الان میان   چنگی : چنگال               &nb...
1 اسفند 1390

محرم

مامان الی واسه تاسوا و عاشورا  با چند روز مرخصی اضافه تصمیم گرفت سامی رو ببره خونه مامان جون  حسابی به سامی خوش گذشت کلی با ارشیا بازی کرد اینم عکسهای سامی روز عاشورا     یک شب هم مهمون خاله راحیل بودیم اینم سامی و ماهک که داره از روشنا کتک میخره ...
3 دی 1390